ميرزا حسن حسينى فسايى

197

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

عمر بن هبيره فزارى ، معن بن زائده « 1 » را كه در شجاعت و سخا ، ثانى حاتم طائى است ، از جانب ديگرى روانه فارس داشت ، پس معن با سپاه عبد اللّه بن معاويه در مرو شاذان « 2 » كه اكنون او را مروست گويند ، جنگ نمود و شكست فاحش بر سپاه عبد اللّه افتاد و يكنفر از اولاد ابو لهب در آن جنگ كشته شد و فرمودهء اهل بيت طهارت كه « يكنفر از بنى هاشم در مرو شاذان مدفون شود « 3 » ، » به صحت پيوست پس معن بن زائده دانست كه عبد اللّه بن معاويه در شيراز است با سپاه خود شيراز را محاصره داشته ، عبد اللّه از شيراز گريخته از طريق كرمان به جانب خراسان تاخت ، او را در شهر هرات كشتند و تاكنون قبرش زيارتگاه است و مقبره‌اش به قبرستان سادات شهرت يافته « 4 » و معن بن زائده چندى به امارت در مملكت فارس گذرانيد « 5 » . [ وقايع فارس در روزگار حكومت عباس ] در سال 132 در ماه ربيع الاول : كوكب دولت بنى عباس طالع گشت و شرح آن بر اين وجه است كه : در ذيل سال صدم از هجرت گفته شد كه جماعتى از شيعه بعد از شهادت حضرت امام حسين سلام اللّه عليه ، محمد بن على بن ابيطالب ، رضوان اللّه عليهم را خليفهء به حق دانسته و بعد از او عبد اللّه بن محمد و بعد از او ابو هاشم بن عبد اللّه و گفته‌اند ابو هاشم در مرض موت خود اين امر را به محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس تفويض نمود . چون محمد بن على در سال 126 وفات يافت [ و ] ولايت عهد را به پسر خود ابراهيم داد « 6 » . چون شيعهء خراسان با او بيعت كردند ابو مسلم « 7 » خراسانى را بر آن جماعت امير نمود و او را امام گفتند و مروان حمار ، ابراهيم امام را در همين سال گرفته او را بكشت « 8 » .

--> ( 1 ) . ر ك : طبرى ، جلد نهم ، ص 1978 . ( 2 ) . اصطخرى اين نام را ( مروسف ) ضبط كرده مىنويسد : ( مروسف منبر ندارد ) ، ( ص 98 ، مسالك و ممالك ، و حمد اللّه - مستوفى مىنويسد : ( مروست ديهى بزرگ است ) ( نزهة القلوب ، ص 122 ، چاپ ليدن ) . و ر ك : همين كتاب كه مىنويسد : ( از سردسيرات فارس است و در اصل مرو بود پس براى تمييز از مرو خراسان آن را مرو شاذان گفتند چنانچه مرو خراسان را مرو شاهجهان . . . ) ، ( ر ك : بخش بلوكات فارس ، بلوك مروست ) . و ر ك : فارسنامه ، ابن بلخى ص 125 . و ر ك : كامل ، ابن اثير ، جلد چهارم ، ص 306 . ( 3 ) . ( يقتل رجل من بنى هاشم بمرو الشاذان ) ( كامل ، جلد چهارم ، ص 306 ) . ( 4 ) . ابن اثير نيز مىنويسد كه : قبر او در هرات زيارتگاه است . ( ر ك : كامل ، جلد چهارم ، ص 307 ) . مسعودى مىنويسد : چون عبد اللّه بن معاوية بن عبد اللّه بن جعفر كه ديار اصطخر را در تصرف داشت به خراسان رفت ابو مسلم او را بگرفت . . . ) ( مروج الذهب ، جلد دوم ، ص 247 ) ، ماجرا از اين قرار بود كه پس از آنكه عبد اللّه بن معاويه در كوفه با عبد اللّه بن - عمر بن عبد العزيز جنگ كرد ولى امان گرفت و به مدائن رفت و از آنجا به اصفهان و فارس تاخت و آنجا را گرفت و از آنجا به خراسان افتاد و به طمع ابو مسلم صاحب الدعوه كه در مرو بود به هرات شتافت اما در راه اسير شد و چون به ابو مسلم خبر دادند ابو مسلم نوشت كه او را بكشند و قتل او بر دست مالك بن الميثم و به امر ابو مسلم بود . ر ك : مجمل التواريخ و القصص ، ج 2 ، ص 313 . ( 5 ) . در مجمل التواريخ آمده است كه : ( . . . اصل معن از يمن بود مردى با نسب و دلير و معروف به مبارزات و در سخاوت وجود آيتى بود در آن عصر . . . و به سجستان بمرد . ) ( ص 334 - 333 ) ، اما مرحوم بهار در حاشيه 4 ، ص 334 همين كتاب مىنويسد : ( معن بن زائده را در سيستان به شهر بست خوارج بكشتند ) . ( 6 ) . ر ك : مروج الذهب ، جلد دوم ، ص 241 ببعد . ( 7 ) . در متن ( ابو مسلح ) تصحيح شد . درباره ابو مسلم ، ر ك : مروج الذهب ، جلد دوم ، ص 243 . ( 8 ) . ر ك : مروج الذهب ، جلد دوم ، ص 247 تا 249 . مسعودى مىنويسد : ( سر ابراهيم را در كيسه‌اى كردند كه آهك نرم در آن بود ساعتى بلرزيد و بيحركت شد ) . ( ص 248 ) .